تبلیغات
❤ ((:LaUgH oUt LoUd:))❤ - مرا بغل کن!!

❤ ((:LaUgH oUt LoUd:))❤

با خنده برو بیرون!!!

مرا بغل کن!!

روزی زنی روستایی كه هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او كه راننده موتوسیكلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل كالا در شهر استفاده مى‌كرد براى نخستین بار همسرش را سوار موتوسیكلت خود كرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دستپاچگی و خجالت نمی‌دانست دست‌هایش را كجا بگذارد كه ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل كن.


زن پرسید: چه كار كنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد با خجالت كمر شوهرش را بغل كرد و كم كم اشك صورتش را خیس كرد. به نیمه راه رسیده بودند كه زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده‌ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم.

سرم درد نمی‌كند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد كه گفتن همان جمله ساده «مرا بغل كن» چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده كه در همین مسیر كوتاه، سردردش را خوب كرده است.







موضوع: غزال!!!، عاشقانه!!!، کوتاه!!!،

[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ GhAzAl M.p ]

[ نظرات() ]